![]() |
![]() |
|
| زندگی من ارزششو داره که به خاطرش بجنگم |
در نومیدی بسی امید است
1- امید سرابی است كه اگر ناپدید شود همه از تشنگی خواهیم سوخت. 2- امید دارویی است كه شفا نمی دهد اما درد را قابل تحمل می كند. 3- امید نصف خوشبختی است. 4- برای رسیدن به آرزویی باید ده ها آرزوی دیگر را سر برید. 5- اگر می خواهید پیروز باشید امیدوار باشید. 6- چرخهای سنگین و زنگ زده ی زندگی با دست های نامریی امید می چرخند. 7- خداوند وقتی می خواهد كسی را فاسد سازد او را به همه آرزوهایش می رساند. 8- دنیا با امید بر پاست وآدمی با امید زنده است. 9- راه زندگی پر از موانع و مشكلات است، تنها كسی می تواند از این راه پر خطرعبوركند كه روحش از امید لبریز باشد و نومیدی در وی نفوذ نكند.
10-متانت ریشه امید است و امید كلید كامیابی. 11-یگانه تسكین دهنده آرزوهای طلایی دو چیز است: صبر و امید. 12-ناامیدی یعنی دوست نداشتن خود، دیگر هیچ. 13-هر شكست لااقل این فایده را دارد كه انسان یكی از راه هایی را كه به شكست منتهی می شود می شناسد. 14-هرگز نومید نشوید، هرگاه هم شُدید، بدانید كه در نومیدی بسی امید است. 15-امید غذای روزانه بیچارگان است. 16-به امید فكر و كوشش خود باشیم نه به انتظار بخت و اتفاق . |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 11:4 توسط شبنم |
|
|
تنهایی رنگی است بی رنگ که من با عشق آن را رنگی کردم و اکنون تنهایی ام گم شده و من نیز میان تنهایی و عشق و رنگها....
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 16:9 توسط شبنم |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 10:45 توسط شبنم |
|
معجزه محبت تنها چیزی است که همواره می تواند اتفاق بیافتد. اما ممکن است تو باورش نکنی و در جایی غیر از دل دوست به دنبالش باشی به همین دلیل است که بار سنگین تنهایی را به دوش می کشی و لذتی را که در احساس مهرورزی نهفته به دست نمی آوری . و زندگی در انتها به تو خواهد خندید ، که گرمای قلبت را نفهمیدی و راهی به غیر از عشق برگزیدی ، خود را وقف دوست کردی و گامی به سوی آنچه که تو را به خاکستر بدل می کرد برداشتی و طعم تلخ تنهایی را از خلال کلمات سنگین و سخنان نادرست برای خود تدارک دیدی . به یاد داشته باش این حقیقت جاودانه است : هیچ چیزی بیش از مهربان بودن تو را به خدا نزدیک نمی کند . هنگامی که زندگی از محبت سرشار شود ، تو با خدا روبه رو می شوی و عشق الهی تو را سرشار از سعادت می کند و می آموزی که مهرورزیدن یعنی بدون چشمداشت بخشیدن ، یعنی نثار خویشتن. و آنانی که نامهربانند عشق را درونشان مدفون کرده اند و دیگر چیزی ندارند نثار کنند . خود را نمی بخشند و راه را گم می کنند. حالا ببین بالاتر از محبت می شناسی که درون تو را از شادی لبریز کند؟ بگذار عشق در قلبت طلوع کند . بگذار وصل شوی . اشک ها ی شوق و شادمانی از چشمانت فرو غلتند ، زیرا خداوند آن چشم هایی را دوست دارد که محبت بر سیاهی شان قدم می گذارد . وشوق دیدار ، درخشش شان را دو چندان می کند . فکر کن زندگی تو آن کتابی است که باید در مکتب عشق تعلیم داده شود. پس خاطره ای باش در یاد دوست که لمس مهربانی ات همیشگی و مثال زدنی باشد. هر چه گویم عشق را شرح و بیان چون به عشق آیم خجل گردم از آن گر چه تفسیر روشنگر است لیک عشق بی زبان ، روشن تر است چون قلم اندر می شتافت چون به عشق آمد ، قلم بر خود شکافت |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 11:5 توسط شبنم |
|
|
می خواهم از تو بنویسم برای تو که در تمام لحظاتم وجود داری. خنده هایم برای توست. با تو بودن مرا شاد می کند وبی تو بودن مرا گریان. تو با من هستی در حالی که در کنارم نیستی. تو با منی چون در قلب منی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 12:1 توسط شبنم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
عشق آن است كه هر چه بيشتر ارزاني داري ، سرشارتر شود و هر گاه آنرا در مشت گيري آسانتر از كفت رود ... پروازش ده تا كه پايدار بماند
دست مرا بگیر و دعا کن بایستم |
|
RSS
|