تا شقایق هست زندگی باید کرد
سه چیز در زندگی که بگذرد و هرگز بر نمیگردد:
زمان
واژه ها
فرصت
_________________________
سه چیز در زندگی که هیچ وقت از بین نمی رود:
صلح
امید
صداقت
_________________________
سه چیز که در زندگی بسیار ارزشمند هستند:
عشق
اعتماد به نفس
دوستان

_________________________
سه چیز که هیچ وقت قطعی نیستند:
رویاها
موفقیت
آینده
_________________________
سه چیز که زن / مرد را می سازد:
زحمت
درستی
تعهد
_________________________
سه چیز که زن / مرد را نابود می کند:
الکل
غرور
عصبانیت
_________________________
سه چیز که هنگامیکه از بین رفت سخت افزایش میابد:
احترام
اعتماد
دوستان
_________________________
سه چیز که هرگز شکست نمی خورد:
عشق حقیقی
اراده
اعتقاد

 


به نامش و به یادش

الو سلام منزل خداست؟ این منم مزاحمی که آشناست هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است به ما که می رسد ، حساب بنده هایتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟ چرا صدایتان نمی رسد کمی بلند تر صدای من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاست دل مرا بخوان به سوی خود


ای كاش رهگذری بودم كه فقط تو را یك بار می دیدم
ای كاش نابینا بودم و تو را هرگز نمی دیدم
ای كاش قلبی در این سینه استخوانی وجود نداشت
كه عشق تو را در خود جای دهد
تو قلب من را شكستی اما احساس می كنم بیشتر از پیش دوستت دارم
زیرا هر تكه كه شكستی قلبم تو را جداگانه دوست دارد


چه کسی وسعت اندوه مرا باور کرد؟

چه کسی؟

چه کسی روی سیاهم همه را شبنم کرد

چه کسی؟

چه کسی شاخه گلهای درونم همه راپرپر کرد؟

چه کسی؟

چه کسی بود که بشکست صدایم به سکوت؟

چه کسی؟

چه کسی سنگ صبور دل من خواهد بود؟

چه کسی؟

چه کسی غصه عالم همه را قسمت کرد؟

چه کسی؟

چه کسی دست مرا با دست گرمش گره ای خواهد زد؟

چه کسی؟

چه کسی نام مرا در تا به سحر زمزمه خواهد کرد؟

چه کسی؟

چه کسی..........................................


امشب برای گریه ام یک شانه می خواهم که نیست دراین خرابات جهان یک خانه می خواهم که نیست در غربت چشمان تو تنهاییم اواره شد در وصف این نامردمان یک واژه می خواهم که نیست


 

هنگامی كه باران می بارد
سعی كن قطرات باران را بگیری
آن مقدار كه می گیری مقداریست
كه مرا دوست داری
و آن مقدار كه نمی توانی
بگیری مقداریست كه من
دوستت دارم...


بگویید بر روی سنگ قبرم بنویسند :

زندگی را دوست داشت، ولی آن را نشناخت

مهربون بود، ولی مهر نورزید

طبیعت را دوست داشت، ولی از آن لذت نبرد


در آبگیر قلبش جنب و جوش بود، ولی کسی بدان بها نداد

در زندگی احساس تنهایی می نمود، ولی هرگز......

و خلاصه بنویسید،

زنده بودن را برای زندگی دوست داشت،

نه زندگی را برای زنده بودن


من در این كلبه خوشم
تو درآن اوج كه هستی خوش باش
من به عشق تو خوشم
تو به عشق هركه هستی خوش باش


اگه یه روز بری سفر
بری ز پیشم بی خبر
اسیر رویا ها میشم
دوباره باز تنها میشم
به شب میگم پیشم بمونه
به باد میگم تا صبح بخونه
بخونه از دیاریاری چرا می ری تنهام مزاری
یه روز بری نوم تو تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بیاد که من مبتلا کنه
به شب می گم پیشم بمونه
به باد می گم تا صبح بخونه
بخونه از دیاریاری چرا می ری تنهام مزاری
اگه فراموشم کنی ترک آغوشم کنی
پرنده صحرا می شم
تو چنگ باد رها می شم
می رم به سوی اون دیاری
که توش من و تنها نذاری
می نویسم روی عکست می ذارم تو قــاب لحظه

چشمـــای تــو دستای تو به یه دنیایــی می ارزه

تو که نیستی کم می یارم با تو مـن گــل بهــارم

مهربــــونم مهربـــــونم تا ابــــد تو هستی یــــارم

تو چه باشی چه نباشی چشم من بارون می بـاره

اونقـده دوستت دارم مـــن به خـــدا قد ستــــــاره!!

نفســــهــات بــوی بهشته!ای تو پاک وآسمونـــی

عطر گندمزارو داری به فرشتــــــه ها می مونــــی

تو چشای من نگاه کـن من که از تو سیر نمی شم

قول بده پیشم می مونی من که با تو پیر نمی شم



نگاه كن من چه بی پروا، چه بی پروا
به مرز قصه های كهنه می تازم
نگاه كن با چه سرسختی تو این سرما
برای عشق یه فصل تازه می سازم


یه فصل پاك، یه فصل امن و بی وحشت
برای تو كه یك گلبرگ زودرنجی
یه فصل گرم و راحت زیر پوست من
برای تو كه باارزش ترین گنجی


نگاه كن من به عشق تو چه لیلا وار
تن یخ بستهء پروازو می بوسم
بیا گرم كن منو با سرخی رگ هات
من اون رگ های پر آوازو می بوسم


تو رو می بوسم ای پاكیزهء عریان
تو روپاكیزه مثل مخمل قرآن
طلوع كن من حرارت از تو می گیرم
ظهور كن من شهامت از تو می گیرم


بیا ، هیچ كس مثل من و تو عاشق نیست
مثل ما عاشق و همسایه و همدم
بیا ، از شیشهء سخت و بلند عشق
مثل ارابهء نور رد بشیم با هم


نگاه كن ، من چه شبنم وار، چه شبنم وار
به استقبال دستای خزون می رم
هراسم نیست از این سرمای ویران گر
برای تو ، من عاشقانه می میرم

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 16:41  توسط شبنم |